جمال الدين محمد الخوانساري

190

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

2338 اعلم انّ اوّل الدّين التّسليم وآخره الاخلاص . بدان كه اوّل ديندارى أطاعت وانقياد است وآخر آن اخلاص است يعنى خالص كردن طاعت وعبادات از براي حق تعالى وآميخته نساختن آنها بهيچ غرض ديگر . 2339 انتقم من حرصك بالقنوع كما تنتقم من عدوّك بالقصاص . انتقام بكش وكينهء خود بخواه از حرص خود بقناعت وسازگارى چنانكه انتقام مىكشى از دشمن خود بقصاص يعنى بباز خواست كردن أو بمانند آنچه أو كرده باشد از زخم وقطع وقتل . 2340 ابق لرضاك من غضبك وإذا طرت فقع شكيرا . باقي بگذار از براي خشنودى خود از خشم خود ، وهر گاه پرواز كنى پس فرود آي شكر كننده « 1 » يعنى هر گاه خشمناك شوى بر كسى چنان سلوك كن با أو كه اگر خشنود شوى از أو خجل ومنفعل نباشى از أو ، وهر گاه پرواز كنى يعنى قهر وخشم ترا از جا برآرد وبلند كند پس فرود آي شكر كننده بر اين كه قدرت انتقام دارى پس بهمين اكتفا كن واز طيش فرود آي واز أو در گذر ، وممكن است مراد اين باشد كه هر گاه بلند مرتبه گردى پس افتادگى كن شكر كننده يعنى افتادگى كن بقصد شكر رسيدن بآن مرتبه ، يا افتادگى وشكر هر دو را بكن ودر بعضي نسخه‌ها « 2 » « ابق من رضاك لغضبك » است وبنا بر اين معنى اين است كه باقي بگذار از خشنودى خود از براي خشم خود يعنى قدرى از خشنودى در وقت خشم آميخته كن بآن

--> ( 1 ) بايد دانست كه « شكير » بمعنى شكر كنده نيست ، در قاموس گفته : « الشكير من الشعر والريش والعفاء والنبت صغاره بين كباره » واين مورد از مواردى است كه شارح ( ره ) اشتباه كرده وگويا منشأ آن عدم رجوع بلغت بوده است عصمنا اللّه من الزلل . ( 2 ) از عبارت « ودر بعضي نسخه‌ها » تا آخر فقط در نسخهء كتابخانهء مسجد سپه سالار است .